همیشه وقتی یه کار مثبت انجام میدی و نتیجه رو واگذار میکنی به خدا ، وقتی واقعا توکل میکنی ، خودش همه چی رو جور میکنه . هواشناسی واسه روز دهم اردیبهشت ، یه هوای مشتی بارونی پیش بینی کرده بود که احتمالا پیش بینی های اردوی کلکچال رو به هم میزد . ولی این جور مواقع ، عقب نشینی به معنای شکسته . بچه ها راس ساعت 6:30 توی مترو منتظر بودن ، حتی چندتاشون زودتر از ساعت قرار ! ( دم هرچی آدم بامعرفت و باحاله گرم ! ) تاثیر توکل موقعی بیشتر نمایان شد که پارک جمشیدیه رو با یه هوای توپ تازه بارون زده دیدیم که جون میداد واسه کوهنوردی . یه عده مثل من بودن که از نوع بالا رفتنشون همه میفهمیدن که این کاره نیستن ولی به خاطر اعتمادبه نفس برترشون ، میان بر میزدن ! ولی دست آخر چند نفر باید میرفتن واسه نجاتشون ... ! اما خیلی از بچه ها واقعا خستگی راه رو متوجه نمیشدن و هر لحظه پر انرژی تر از لحظه قبل ... . ماشاالله سربالایی رو مثل جاده صاف میرفتن بالا ! همه شون هم باصفا ...! فهمیدیم که اگه نمی اومدیم چه کلاه گشادی سرمون میرفت ... ! حدود ساعت 11:30 تقریبا همه به تپه نورالشهدا رسیده بودن . سخنرانی آقای بلوکات دبیر اسبق انجمن شاهد به پیشنهاد خودشون خارج از محوطه مزار شهدا( و توی یه محیط نسبتا دوستانه ونزدیک به خاکی !) برگزار شد تا یه وقت حرفای متفرقه موجب بی احترامی به شهدا نشه . ایشون از دانشگاهمون گفت و دانشجوهاش .ازسوالات متعدد بچه ها معلوم بود که حرف دارن واسه گفتن ... .
همه با هوای سرد وهمچنین سختی راه متواضعانه کنار اومدن و در آخر هم با تشکر خالصانشون خستگی رو از تن بچه های اجرایی بردن .
تا رسیدن به قله شهدا ، فاصله کم نیست ! اما اونایی که عزم و اراده پولادین دارن ، و البته ” توکل ” ، در نهایت میرسن ...
پنجاهمین اردوی کلکچال دهم اردیبهشت ماه امسال برگزار شد و خوشبختانه بچه ها هم هر سال ، پایه تر ... .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر