گروهی از الهیون، علمای اخلاق، عقلی مذهبان و مادیون درباره صحت عقاید خود دچار اختلاف شدند تصمیم گرفتند در این باره انیشتین را قاضی و داور خود قرار دهند.
نزد او رفتند و نظرش را درباره خدا پرسیدند.
پاسخ داد: اگر به کشف دستگاهی موفق شدم که به وسیله آن با میکربها سخن گویم، با میکروب کوچکی که بر سر تار موی انسان زندگی می کند تکلم می کردم و از او می پرسیدم که خود را چگونه یافته ای؟ بدون تردید پاسخ میداد من خود را بر سر شاخ درخت تنومندی یافته ام که ریشه های آن ثابت و شاخ و برگ آن در آسمان است. به او می گفتم که این تار مویی که بر سر آن زندگی می کنی یک موی از هزار موی انسان و سر عضوی از اعضای بدن آن است ما نسبت به خداوند بزرگ کوچکتر و ناچیزتر از آن میکروب هستیم چگونه من می توانم به خدایی احاطه پیدا کنم که با قوای نامتناهی و عظمت بی پایان خود بر همه چیز احاطه دارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر