ترکیه بزرگترین افتخار فرهنگی خودشو مولوی می دونه ، هر سال بزرگداشت باشکوه براش می گیره و به همه ی مهمانان خارجی خودش مثنوی معنوی هدیه می ده آخرین کارش هم ایفای نقش اساسی برای نامگذاری سال 2007 توسط یونسکو به اسم مولوی بود. دردناک تر از اون اینه که این همسایه ها ی ترک حتی به ملانصرالدین هم رحم نکردن و همین دو سه هفته پیش براش یادبود گرفتن.
اما چون ما می دونیم مولوی ایرانیه دیگه اهمیتی نداره که بقیه چی فکر می کنن همین که خودمون بدونیم کافیه ، تازه همون بهتر که ملانصرالدین ترک باشه آخه آدم هم انقد ساده؟
تاجیکستان یه کشور تازه استقلال یافته است هیچ تاریخ و فرهنگی نداره اما براش مهمه که از هر جایی که شده برای خودش تاریخ جور کنه. راهش اینه که خودشو بچسبونه به یکی و کی آسونتر از ایران ؛ فقط برای جابه جایی فرهنگی چند تا کار کوچیک لازمه اولیش برداشتن پسوندهای اوف و موف و ویچ و هویچ از آخر اسمه اولین نفر هم رئیس جمهور این کشوره که این کارو انجام میده امامعلی رحمانف میشه امامعلی رحمان. دومین کار هم باید وارد کردن چند تا شاعر و عارف و دانشمند باشه خوب کیا رو انتخاب کنیم؟ هرکی تو شعاع هزار کیلومتری ما بوده هموطن حساب میشه تو بگو :رودکی ، ابوریحان ، ابن سینا ، خیام ، فردوسی هم که بسی رنج برد در اون سال سی که تاجیک زنده کند بدین تاجیکی ، بقیشو بشمر برو تا جامی و نظامی و ناصر خسرو اینا. تاجیکا به پادشاهان بزرگ خودشون از قبیل نادر شاه تاجیک و شاه اسماعیل سامانی (ملقب به تاجیکی) افتخار می کنن و بزرگترین میادین شهراشون به اسم اوناست. تاجیکستان کشور دوست و همسایه ی ماست.
البته همه در مقابل تاجیکستان ساکت نبودن هموطنان افغانی ما ادعا می کنن علاوه بر خواجه عبدالله انصاری ، نظامی و رودکی و یکی دوتا دیگه افغانین.
تو غرب ایران هم فکر نکنین اوضاع یه طور دیگه ایه عربا میگن جابر بن حیان عربه حالا ما میگیم عراقی تا به همه ی همسایه ها یکی برسه.
از همه جالب تر اینکه آذری های آذربایجان با اطمینان کامل میگن شهریار هموطن ماست البته چون اون بیچاره ها اصلا شاعر ندارن و دیوان حیدربابا هم همش از باکو و نخجوان و اینا حرف میزنه میشه یکمی بهشون حق داد.
از شمال غرب و شمال شرق و غرب و شرق گفتم موند جنوب ، وقتی میری سمت جنوب کشور باید کلاهتو سفت بچسبی تا باد نبردش اینجا دیگه آشو با جاش میخوان همونایی که تا دیروز خراجگذار ما بودن و به زور صد سال از عمرشون میگذره ادعای مالکیت زمینای ما رو هم می کنن ، حدس میزنم چون روشون نشده بگن فلان شاعر یا دانشمند مال ماست ادعای تملک زادگاه اون فرد رو کردن.
تا دیروز فکر می کردم ما واقعا در مقابل این تحریفای تاریخ ساکتیم تا اینکه تفعلی زدم به کتابای تاریخ دوره ی راهنمایی و مطمئن شدم برای ما بزرگانمون ارزش زیادی دارن و حتی حاضزیم به خاطرش با همسایه ها دعوا کنیم چون حداقل پنج بار تو کتابای تاریخ مدرسه اومده که سید جمال الدین اسد آبادی ایرانیه و اینکه خودش می گفته من افغانیم دروغ محضه. به سلامتی اگه همینطوری پیش بریم تا چند سال دیگه می تونیم ادعای مالکیت هرودت و گوته و حتی ارسطو رو هم بکنیم مگه چیمون از بقیه کمتره؟ تازه یه فوتبالیسته بود اسمش ارسطو محمدی بود اینم مدرک اگه خواستن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر