اينترنت «مزاياي بيشمار فردي و اجتماعي» دارد اما محور سخن ما در «اثرات منفي» اينترنت در رفتار اجتماعي است.صرف نظر از تأثير سايتهاي غير اخلاقي آيا اينترنت، سطح رفتار اجتماعي را در ايران ارتقا بخشيده و يا تنزل داده است؟ به نظر ميرسد پاسخ اين پرسش تا حد زيادي به اين امر بستگي دارد که تا چه ميزان از کارهايي که ما ايرانيان انجام داده و يا نميدهيم به خاطر «ترس از مردم» است.
اينترنت يک ويژگي منحصر به فرد و بسيار مهم دارد که ميتواند در تضعيف کيفيت رفتار افراد يک جامعه سخت مؤثر باشد و آن اين است که به افراد امکان ميدهد که با «هويت پنهان» دهها و صدها نوع کاري که در گذشته جز با اطلاع يافتن فرد يا افرادي ممکن نبود در خفاي کامل انجام دهند.
در گذشته اگر کسي رفتارهاي ناشايست اجتماعي از خود بروز ميداد (مثلا در اظهار نظر بيانصاف بود يا افراد را مورد تهمت قرار داده و آبروي ديگران را ميبرد) چند بار که چنين ميکرد در ميان مردم شناخته ميشد و يا لااقل جايگاهش را نزد مردم از دست ميداد، اما امروزه ديگر لزوما چنين نيست.
در مورد اين ويژگي منحصر به فرد اينترنت بايد عميقا انديشيد. اگر قبل از ورود اينترنت، تنها «گناه فردي» ميتوانست در خلوت انجام شود امروزه خطا و گناه و خيانت «اجتماعي» را هم ميتوان در «خلوت» انجام داد! در گذشته وقتي تمسخري بود «تمسخر کننده» هم معلوم بود و اين حياي از مردم باعث ميشد که فرد از اعمال خود دست بردارد؛ امروزه تمسخر ميتواند وجود داشته باشد اما تمسخر کننده ناپيدا باشد. از اين جهت است که وقتي نظرات درج شده در يک وبلاگ را با هم مقايسه ميکنيم، ميبينيم نظرات بي ادبانه، کينه توزانه، سبک و... غالبا مربوط به کساني است که نام واقعي، آدرس وبلاگ و يا حتي ايميل معتبري از خود به جا نگذاشتهاند.
در اينجا پرسشي پيش ميآيد؛ حال که تکنولوژي با پيشکش کردن «هويت پنهان» به ما در فضاي اينترنت، عامل بازدارندهاي به نام «شرم يا ترس از مردم» را منتفي کرده است، چه عامل يا عواملي ميتواند ما را در محيطي که جرأت بر خطا در آن فراهم است کمي هشيار کند؟ تحليل آنچه در اينترنت انجام ميدهيم، ميتواند تا اندازهاي ما را به دقت بيشتر در رفتار اينترنتي خود وادارد که آن را ميتوان در قالب سه ويژگي اينترنت بيان کرد.
ويژگي نخست اين است که بسياري از خطاهاي رفتاري اجتماعي در اينترنت به تمام معناي کلمه «جبران ناپذير» است. در گذشته اگر کسي غيبتي ميکرد يا تهمتي ميزد به راحتي ميتوانست ضمن کسب حلاليت از طرف مقابل، حقيقت حال را براي جمع کوچک شنوندگان غيبت يا تهمت بازگو کند. اما امروز يک «غيبت اينترنتي»، «تهمت اينترنتي»، «بي انصافي اينترنتي» به نحو برگشت ناپذيري به سرعت در اينترنت پخش ميشود.
ويژگي ديگر اينترنت اين است که تا حد زيادي حرمت «شکستن حرمت» را شکسته است. کاري که شخص در عالم واقع از انجام آن پرهيز دارد چون در عالم اينترنت نام «کليک» به خود ميگيرد به راحتي انجام ميشود.
کسي که روي عکس خصوصي لو رفته يک فرد کليک ميکند و يا به دنبال عکسهاي دوربين مخفي در اينترنت ميگردد، در واقع همان کار را انجام ميدهد اما چون تمام کار با يک کليک آن هم در کنج خانه انجام ميشود قبح کار به چشم نميآيد.
به کارگيري غير هدفمند اينترنت فرد را جوگير کرده، باعث ميشود ناخواسته ابزار ترويج رفتارهاي نادرست اجتماعي شود. فرض کنيد کسي که به دلايل روشن بايد از سمت خود استعفا دهد کنار نميرود . از اين نوع مشکلات که معمولا در دنيا چند روزه حل ميشود و در کشور ما چند ماهه هم حل نميشود کم نيست. طبيعي است که در اين موارد مردم براي رساندن اعتراض خود، به اينترنت و ايميل و پيامک روي آورند.
اگر چه «اعتراض کردن» و «استدلال کردن» در مقابل ناعدالتيها کاملا بجاست، اما هر قدر هم جانمان به لب رسيده باشد، «مسخره کردن» فرد خطاکار ـ بر خلاف تنبيه و مجازات وي ـ درست نيست. به همين دليل مشارکت در ايجاد فضاي تمسخر با فرستادن اين گونه لينکها و ايميلها و پيامکهاي دريافت شده به ديگران از نظر فردي و اجتماعي نادرست است. اشتباه،، بي توجهي، پارتي بازي، زد و بند يا يکدندگي را ديگران کردهاند چرا من بايد خودم را ـ آن هم به اين سادگي ـ به گناه تمسخر ديگران آلوده کنم؟
میتوان این توضیحات را در مورد جراید نیز تعمیم داد.
به عنوان مثال حتی در نشریه ای مانند تسنیم دیده می شود مطالبی به صورت توهین آمیز و با لحن تمسخر آمیز در مورد افراد مختلف نوشته می شود مطالبی که گاه با یک سو نگری نویسنده جرات هر نوع اظهار نظر در مورد اشخاص را به خود می دهد و کار را به تمسخر و طعنه می کشد ولی آیا این سبک سخن گفتن شایسته نشریاتی این چنین است؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر